سيد محمد كمره اى

150

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

زنده را به اين قسم افتراء مىزنند ) بعد بيرون آمده به ميدان توپخانه رفته در ميدان مشق ، اسب‌دوانى بود [ و ] مردم تماشا مىكردند . بعد به خانه محمود خان ناظم الرعايا رفته ، نبود . هوا هم قدرى باران مىآمد . كم‌كم مقارن غروب به خانه ميرزا صدر الدين نهاوندى رفته تا ساعت يك ربع از شب آنجا بوده چايى و نان برنجى قزوين خورده ، قدرى متفرقه صحبت ، بعد بيرون آمده ساعت دو و نيم از شب به خانه آمده ، عيال سابق آقا سيد جليل و دخترش آنجا آمده بودند . آن‌ها شام خورده بودند . من هم نان و سركه‌شيره و ترتيزك خورده ، آش رشته هم نخوردم . تلگرافى هم از نمايندگان ملت بروجرد در تشكّى از نصرت السلطان نايب الحكومه ، به توسط حقير به شاه كرده بودند ، بعد خوابيدم . مذاكره يزدىها در عزل مشير الممالك شنبه هشتم رجب . - صبح بعد از چايى به عنوان حمام رفته ديدم مشهدى محمد نيست ، به‌سمت منزل فرخى كه وعده كرده بودم رفته در بين راه دكان آقا ميرزا عباسقلى خان قدرى صحبت و سيگارى كشيده بعد به منزل فرخى . وارد حياط شده گمان كردم در تالار مشغول درس [ هستند ] و ياد مجلس درس علماء سابق افتاده ، تالار را مهتلى از ارباب عمايم ديده وارد شدم . آقايان يزدىها بودند . مذاكره در ترتيب حمله و عزل مشير الممالك داشتند . ستاره « 1 » هم درخشندگى در بيانات تنقيديه از مشير را داشت . بعد از چايى جواب تلگرافى كه من به حائرىزاده و تلگرافات كه نانوشته بودم خوانده چون احترامات حائرىزاده را و اظهار ارادت فرخى را به ايشان غلو كرده بودم برحسب تصويب آقايان و فرخى تقليل نمودم . بعد هرچه اظهار كردند كه من بلكه تنقيداتى به حائرىزاده و تكذيباتى از مشير بنمايم ، چون طرفيت اين‌ها همه نبود بلكه مبارزه دسته‌بندى به نظر مىآمد ، بنده داخل نشدم . بعد بلند شده رفتم منزل مرآت الممالك . در بيوتات رفته بود . تكيه دولت به جهت دادن وجه اعانه ، بعد حمام رفته ، نيم بعد از ظهر از حمام بيرون آمده خانه رفتم . ناهار دم‌پخت خوبى با آش رشته مىخوردم كه احمد هم از مريضخانه كه

--> ( 1 ) . منظور مدير جريدهء ستاره است .